HKHÖ Media

HKHÖ Media HKHÖ صدای رسای شما بدون سانسور

23/03/2026

نوجوانان و جوانان، سرمایه‌های ارزشمند و آینده‌سازان هر جامعه‌اند؛ نسلی که فردای روشن یک ملت در گرو رشد، آگاهی و توانمندی آنان رقم می‌خورد. بی‌تردید، این آینده زمانی به بهترین شکل، شکل می‌گیرد که در محیط خانواده و جامعه، زمینه‌ها و بسترهای مناسب برای پرورش استعدادها، تقویت اعتماد به نفس و شکوفایی ظرفیت‌های درونی آنان فراهم شود. نقش حمایت‌های آگاهانه والدین، مربیان و نهادهای فرهنگی در این مسیر، نقشی تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است.
در این میان، «ثنا عارفی» به‌عنوان یکی از نوجوانان پرتلاش و باانگیزه، نمونه‌ای درخشان از این مسیر موفقیت است. او با بهره‌گیری از حمایت‌های دلسوزانه خانواده، به‌ویژه پدر و مادر خود، توانسته است در عرصه ورزشی «کاراته» گام‌های استواری بردارد و با تلاش، پشتکار و نظم مثال‌زدنی، چهره‌ای موفق و امیدبخش از خود به نمایش بگذارد. این دستاورد ارزشمند نشان می‌دهد که اگر استعداد با حمایت و برنامه‌ریزی درست همراه شود، می‌تواند به نتایجی درخشان و الهام‌بخش منجر گردد.
بی‌گمان، توجه بیشتر به چنین استعدادهایی و سرمایه‌گذاری هدفمند در ابعاد فنی، آموزشی و حمایتی، می‌تواند زمینه‌ساز پرورش چهره‌هایی تأثیرگذار و ماندگار در عرصه‌های مختلف، به‌ویژه در حوزه ورزش باشد. ثنا عارفی می‌تواند از همین امروز به‌عنوان یکی از امیدهای آینده در رشته کاراته مطرح گردد و مسیر موفقیت‌های بزرگ‌تری را پیش رو داشته باشد.
خانه فرهنگ هزاره، ضمن ابراز خرسندی و افتخار از این موفقیت ارزشمند، این دستاورد را به این نوجوان عزیز، خانواده گرامی ایشان و جامعه فرهنگی تبریک و تهنیت عرض می‌نماید و آرزومند تداوم موفقیت‌ها و درخشش‌های بیشتر برای ایشان در سطوح ملی و بین‌المللی است.

با نهایت افتخار و سپاسگزاری با کمال خوشحالی و قدردانی از حضور پررنگ، حمایت و علاقه‌مندی هموطنان عزیزمان نسبت به صنوف زبا...
23/03/2026

با نهایت افتخار و سپاسگزاری

با کمال خوشحالی و قدردانی از حضور پررنگ، حمایت و علاقه‌مندی هموطنان عزیزمان نسبت به صنوف زبان مادری در دیار غربت، به اطلاع می‌رسانیم:

صنوف آموزش زبان مادری، به عنوان یکی از اهداف مهم «خانه فرهنگ هزاره در اتریش»، حدود یک ماه پیش آغاز گردیده و خوشبختانه با استقبال گرم و گسترده‌ی دانش‌آموزان از سنین و اقشار مختلف، به‌گونه‌ای بسیار موفق و پررنگ در حال برگزاری است.

جا دارد صمیمانه سپاسگزاری نماییم از مدیریت مدبرانه، منظم و دلسوزانه‌ی استاد زیبا میرزایی و همچنان همکاری ارزشمند استاد صالحی، که با صبر، تعهد و احساس مسئولیت، این رسالت مهم را به بهترین شکل ممکن به پیش برده و همچنان ادامه می‌دهند.

این صنوف: کاملاً رایگان می‌باشند
برای همه اقشار (مادران، دختران، پسران، کودکان، نوجوانان و جوانان) برگزار می‌گردد
فقط روزهای شنبه دایر بوده و هر صنف به مدت ۲ ساعت می‌باشد
فعلاً در سه تایم درسی، هر کدام با ظرفیت ۱۵ نفر، در حال اجرا است

با توجه به علاقه‌مندی و درخواست‌های مکرر هموطنان عزیز و والدین مسئول، ثبت‌نام همچنان ادامه دارد.

📞 جهت کسب معلومات بیشتر، لطفاً از طریق واتساپ با شماره زیر در تماس شوید:
0093780498861
با احترام
مدیریت مکتب زبان مادری
خانه فرهنگ هزاره در اتریش 🇦🇹

پیام نوروزی ریاست خانه فرهنگ هزاره اتریش سال گذشته، با همه تلخ‌کامی‌ها و شیرین‌کامی‌هایش، واپسین لحظات خود را سپری می‌کن...
20/03/2026

پیام نوروزی ریاست خانه فرهنگ هزاره اتریش
سال گذشته، با همه تلخ‌کامی‌ها و شیرین‌کامی‌هایش، واپسین لحظات خود را سپری می‌کند و سرانجام، در نخستین روز بهار، جان و روان ما طراوت زایش دوباره طبیعت را احساس و تجربه خواهد کرد. بهار، با شکوفایی گل‌ها و پوشیدن جامه‌ای نو بر پیکر زمین، پیام‌آور امید، تازگی و آغاز دوباره است؛ و این بر من و تو نیز بایسته است که همگام با این دگرگونی، در اندیشه و رفتار خویش نیز نو شویم.
بیایید در آستانه سال نو، افکار خود را پالایش کنیم و کردار و رفتاری نو برای خویش تعریف نماییم؛ رفتاری که در آن، انسانیت جلوه‌ای درخشان داشته باشد. انسان هزاره در این آغاز تازه، بیندیشد که چگونه زیستن، چگونه مهر ورزیدن و چگونه زیبا رفتار کردن را به عنوان میراثی ماندگار برای نسل‌های آینده بر جای بگذارد.
از همین اکنون بکوشیم تا زنجیره‌های اسارت فکری و بردگی اعتقادی را از دست و پای ذهن و جان خود بگشاییم و راه آزادی اندیشه را هموار سازیم. بگذاریم ذهن و روان‌مان طعم رهایی را بچشد؛ چرا که در سایه آزادی است که به حقیقت انسانیت دست می‌یابیم، و در پرتو انسانیت است که می‌توانیم آینده‌ای سرسبز، سرافراز، سربلند و سرشار از سازندگی و سعادت را رقم بزنیم.
نوروز، این آیین کهن و میراث ارزشمند نیاکان ما، فرصتی است برای بازگشت به خویشتن، برای پیوند دوباره با ریشه‌ها و برای پاسداشت فرهنگ و هویت. شایسته است که این عید باستانی را با همه نمادهای زیبا و پیام‌های ژرف آن گرامی بداریم و با برگزاری جشن‌های آگاهانه و باشکوه، جلوه‌های خرد، فرهنگ و زیبایی انسان هزاره را به نمایش بگذاریم.
بگذاریم نوروز، نه تنها آغاز یک سال نو، بلکه سرآغاز اندیشه‌ای نو، نگاهی نو و راهی نو در زندگی ما باشد؛ راهی که در آن، آگاهی، همبستگی، عزت و انسانیت، چراغ راه آینده‌مان گردد.
نوروزتان پیروز، سال‌تان سرشار از
روشنی، آرامش و کامیابی

محمد رفیعی

عید سعید فطر، این جشن بزرگ آزادگی و رهایی، بر همه شما مبارک باد.ماه مبارک رمضان به ساعت‌های پایانی خود نزدیک می‌شود و طل...
19/03/2026

عید سعید فطر، این جشن بزرگ آزادگی و رهایی، بر همه شما مبارک باد.
ماه مبارک رمضان به ساعت‌های پایانی خود نزدیک می‌شود و طلوع اشعه‌های تابناک عید، بر خانه دل‌هایمان می‌تابد. این ماه، فرصتی گران‌بها بود تا به پالایش جسم و مهم‌تر از آن، به تزکیه روح و ذهن خویش بپردازیم؛ فرصتی برای تأمل عمیق که ما به‌عنوان یک انسان هزاره و مسلمان، چه جایگاهی در این جهان داریم و چگونه باید زیستن را معنا کنیم.
روزه، تمرین خودسازی، عزت و کرامت انسانی است؛ مدرسه‌ای برای آموختن آزادگی. اما اگر با نگاهی تأمل‌برانگیز به زندگی روزمره خود بنگریم، درمی‌یابیم که این آزادگی، سال‌هاست در بند اسارت استثمارگرانی گرفتار شده که در ظاهر، پرچمدار دین بوده‌اند.
در طول دهه‌های اخیر، انسان هزاره در چرخه‌ای از سرسپردگی گرفتار گردیده؛ چرخه‌ای که توسط کسانی شکل گرفته که از او جز اطاعت و وابستگی چیزی نخواسته‌اند. همواره کوشیده‌اند تا هزاره از داشتن ساختار و سازمان اجتماعی محروم بماند و هرگاه نشانه‌ای از انسجام و سازمان‌یافتگی پدیدار شده، با دسیسه‌ها و تفرقه‌افکنی‌ها آن را از هم گسسته‌اند تا زنجیره‌های این وابستگی طولانی‌تر شود.
دریغ که روزه‌داری ما در بسیاری از این سال‌ها، به‌جای آن‌که مدرسه آزادگی باشد، در خدمت تداوم همین چرخه قرار گرفته است. ما با شکم‌های گرسنه سحر و افطار کردیم، اما در همان حال، خدایان دروغین هر روز فربه‌تر شدند. روزه نتوانست آن‌گونه که باید، در زندگی ما به درس عملی آزادگی تبدیل شود. زیر پرچم‌های احساساتی، سینه زدیم، در حالی که تحقیر، توهین و سرسپردگی ما هر روز عمیق‌تر شد و حتی شعارهایی چون «اخراج افغانستانی ، مطالبه ملی» بر پیشانی ما کوبیده شد، بی‌آن‌که مدعیان دین در مراکز قدرت، واکنشی درخور نشان دهند.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که این انسان هزاره و مسلمان، بار دیگر معنای حقیقی روزه را بازخوانی کنیم؛ روزه‌ای که تمرین آزاد زیستن است، نه ابزار اسارت. باید این درس را از نو بیاموزیم و آن را به مشق زندگی خویش بدل سازیم تا آگاهانه و انسان‌وار، تنها حول محور خدای یگانه بچرخیم.
ما سالیان دراز، در گرداب خدایان دروغین گرفتار بودیم و این چرخه باطل، ما را از حقیقت انسانیت و آزادگی دور ساخت. اکنون زمان آن است که خط پایانی بر این آوارگی بکشیم و از همین امروز، زیستنِ آزاد را آغاز کنیم.
خانه فرهنگ هزاره در اتریش

سالگرد شهادت رهبر شهید بابه مزاری و یارانش را تسلیت می‌گوییمدر چنین روزها و لحظاتی بود که خبر شهادت استاد عبدالعلی مزاری...
12/03/2026

سالگرد شهادت رهبر شهید بابه مزاری و یارانش را تسلیت می‌گوییم
در چنین روزها و لحظاتی بود که خبر شهادت استاد عبدالعلی مزاری، رهبر شهید هزاره‌ها، و یاران وفادارش پس از چند روز اسارت در دست طالبان، به گوش جهانیان رسید. این خبر، جامعه هزاره را در اندوهی عمیق فرو برد و احساسات جریحه‌دار مردمی را برانگیخت که با قلبی آکنده از غم و اندوه، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین مراسم تشییع پیکر را در تاریخ افغانستان به نمایش گذاشتند.
این مردم در سایه رهبری خردمندانه بابه مزاری، طعم غرور، عزت و کرامت انسانی را در چارچوب ساختار سیاسی حزب وحدت اسلامی افغانستان تجربه کرده بودند. آنان در حال تجربه روند «ملت شدن» بودند؛ روندی که در آن هزاره بودن نه تنها دیگر به‌عنوان جرم تلقی نمی‌شد، بلکه به نمادی از هویت، افتخار و سربلندی تبدیل شده بود.
در پرتو رهبری دوراندیشانه رهبر شهید، زنان نیز به‌عنوان نیمی از پیکره جامعه، به جایگاه شایسته انسانی و ملی خود می‌اندیشیدند و در مسیر مشارکت اجتماعی و سیاسی گام برمی‌داشتند. با این حال، تاریک‌اندیشانی که تاب دیدن عزت، غرور و بیداری هزاره‌ها را نداشتند و این قدرت اجتماعی را برنمی‌تافتند، با همکاری دیگر بدخواهان عزت و کرامت این مردم، حذف فیزیکی رهبر شهید را در چنین روزی رقم زدند.
متأسفانه پس از شهادت بابه مزاری، بسیاری از رهبران سنتی نتوانستند در قامت و جایگاه تاریخی او ظاهر شوند و روند امیدبخش ملت‌شدن هزاره‌ها را به همان مسیر پرافتخار و امیدآفرین ادامه دهند.
اکنون، پس از گذشت سه دهه، ما این روز را به‌عنوان روزی از سوگ ملی گرامی می‌داریم؛ در حالی که هزاره‌ها، با فاصله گرفتن از ساختارهای منسجم و هویت‌بخش، در چهارگوشه جهان ـ و به‌ویژه در سرزمین مادری خویش ـ روزهای دشوار و تلخی را تجربه می‌کنند.
از این‌رو، برای تداوم راه و آرمان رهبر شهید، هزاره‌ها بیش از هر زمان دیگر نیازمند حرکت به‌سوی ساختارسازی نوین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند؛ ساختارهایی که بتوانند با سازمان‌دهی عقلانی و تشکیلاتی، جامعه هزاره را بار دیگر در مسیر قدرت‌یابی و تکامل روند ملت‌شدن قرار دهند.
بر همین اساس، از همه فرهیختگان، اندیشمندان و روشنفکران جامعه انتظار می‌رود با اتخاذ راهبردی منطقی، آینده‌نگر و مبتنی بر خرد جمعی، برای شکل‌دهی ساختارهای پایدار و مؤثر گام بردارند تا آرمان‌ها و آرزوهای رهبر شهید بابه مزاری تحقق یابد.
خانه فرهنگ هزاره اتریش

متن سخنرانی بانو مزاری به مناسبت سی و یکمین سالیاد شهادت رهبر شهید بابه مزاری در همایش علمی و فرهنگی «ما و میراث مزاری »...
10/03/2026

متن سخنرانی بانو مزاری به مناسبت سی و یکمین سالیاد شهادت رهبر شهید بابه مزاری در همایش علمی و فرهنگی «ما و میراث مزاری » در دانشگاه هلسینکی فنلاند

به نام خداوندِ دادگر، و به یاد انسان‌هایی که حتی در بند و شکنجه، می‌توانند آزاد بمانند.
خواهران و برادران،
هم‌سنگران آگاهی،
وارثان سرسخت رنجِ انباشته و امیدِ بی‌پایان!
سی‌ویک سال از روزی می‌گذرد که رهبر شهید، استاد عبدالعلی مزاری، با آگاهی کامل از بهای حقیقت؛ راه عزت، عدالت و کرامت انسانی را تا واپسین نفس پیمود؛ و با خون خود، نه یک مرثیه، بلکه یک درس تاریخی بر صفحهٔ این سرزمین نوشت:
این‌که انسان، اگر به زنجیر کشیده شود، اگر در اقلیت و مضیقه قرار گیرد، حتی اگر حذف شود، می‌تواند آزاد بماند؛ اگر آگاه باشد، اگر بر سر کرامت انسانی معامله نکند.
امروز ما اینجا گردهم نیامده‌ایم تا صرفاً یک واقعهٔ تاریخی را یادآوری کنیم.
ما اینجا هستیم تا میراث بابه شهید را بازخوانی کنیم؛
میراثی که در گذشته منجمد نشده، و امروز، ما را به پاسداری و پاسخ‌گویی تاریخی فرا می‌خواند.
سی‌ویک سال گذشت. افغانستان چهره عوض کرد، قدرت‌ها جابه‌جا شدند، پرچم‌ها آمدند و رفتند،
اما یک پرسش هنوز با ماست و سنگین‌تر از همیشه بر دوش ما افتاده است:
ما با نامی که چنین بهای سنگینی برایش پرداخته شد، چه کرده‌ایم؟
آیا جامعه‌ای که ساخته شده و می‌سازیم، به آن اصول، آن باورها و آن افق فکری رهبر شهید نزدیک‌تر شده است یا نه؟
برای پاسخ، باید بابه را نه در اسطوره، بلکه در پراتیک تاریخی‌اش بشناسیم.
رهبر شهید، از دل ساختار قدرت برنخاست.
او محصول حذف، تحقیر، و محصول تبعیض ساختاری بود.
اما قریه به قریهٔ هزاره‌جات رفت؛ نه برای بسیج احساسی،
بلکه برای فهم رنج واقعی مردم.
گوش داد، دید، لمس کرد، و سپس با مردمش وارد میدان شد.
از همین‌جاست که رهبر شهید، نه یک سیاست‌مدار کلاسیک،
بلکه یک پروژهٔ رهایی‌بخش شد؛
اندیشه‌ای که از آزمون‌های سخت سربلند بیرون آمد و با امضای خون، در تاریخ این سرزمین ثبت شد.
او منحیث یک انسان آگاه ایستاد و نشان داد که می‌توان سیاست‌ورز بود، اما بر سر عزت مردم معامله نکرد؛
حتی اگر بهایش جان باشد.
به همین دلیل، سیاست در نگاه او ابزار سلطه نبود؛ که ابزار رهایی بود.
او به‌روشنی فهمیده بود که بحران افغانستان نه در تنوع قومی و مذهبی، بلکه در تبعیض ساختاری و انحصار بر ابزار و منابع تولید و سلطه ریشه دارد.
از نگاه او:
هیچ ملتی با حذف ملت دیگر آزاد نمی‌شود؛
هیچ قدرتی بدون رضایت و مشارکت مردم مشروعیت ندارد؛
و افغانستان تنها زمانی خانهٔ مشترک می‌شود که همهٔ فرزندانش در آن، با کرامت و برابری زندگی کنند.
لذا وقتی از میراث بابه شهید سخن می‌گوییم،
از مجموعه‌ای منسجم از باورها و تجربه‌ها حرف می‌زنیم:
یکم: عدالت‌خواهی ساختاری
عدالت برای او شعار نبود؛
مسئلهٔ سهمگیری و توزیع واقعی قدرت، فرصت و منزلت اجتماعی بود.
او فقر و تحقیر را «سرنوشت» نمی‌دانست؛
که محصول ساختارهای ناعادلانه؛ و بنابراین، آن را قابل تغییر می‌دانست.
دوم: نفی انحصار قدرت
در زمانی که حذف با زور اسلحه منطق غالب بود، بابه هشدار داد: تمرکز قدرت در دست یک گروه، دیر یا زود به استبداد می‌انجامد.
سوم: بازسازی عزت مردم
او مردم به‌حاشیه‌رانده‌شده را از موضع ترحم، به فاعل سیاست تبدیل کرد و آموخت که شرم از هویت، ادامهٔ ستم است.
چهارم: مقاومت در برابر افراط‌گرایی
نه فقط مقاومت نظامی، بلکه مقاومت اخلاقی و فکری.
او نشان داد می‌توان دیندار بود و هم‌زمان مدافع عقلانیت، آزادی و کرامت انسانی ماند.
پنجم: ایمان عمیق به آموزش و آگاهی
در سخت‌ترین روزهای محاصره، بر باز ماندن دانشگاه و ادامهٔ تحصیل زنان و مردان تأکید کرد؛ چون باور داشت بدون آگاهی، عدالت همیشه به تعویق می‌افتد.
لذا براساس این باورها و مسیر عدالت‌خواهی است که نمی‌توان از فاجعهٔ افشار و ده‌ها زخم و تبعیض سيستماتيک دیگر به این سادگی عبور کرد.
تمامی‌آنها، زخمی هستند که نه با سکوت درمان می‌شود و نه با انکار فراموش.
که افشار، تجسم عریان فقدان عدالت اجتماعی در افغانستان است؛
جایی که انسان‌ها نه به‌خاطر جرم، بلکه به‌خاطر هویت‌شان کشته شدند.
بدانید:
یادآوری افشار برای انتقام نیست؛ برای حقیقت است.
در افشار، جنایت صورت گرفت:
کشتار، تجاوز، ناپدیدسازی و تحقیر سیستماتیک.
لذا در برابر افشار، نیازی به مناظره نیست؛ نیاز به پذیرش و عدالت است.
عاملان باید پاسخ‌گو شوند؛ و تنها پس از اجرای عدالت است که مردم می‌توانند تصمیم بگیرند می‌بخشند و فراموش می‌کنند یا نه؟
زیرا عدالتی که گذشته را نبیند، حال و آینده را نابود می‌کند.
و ما باور داریم که هرگونه آشتی، ثبات و بقا، بدون عدالت انتقالی توهم است.
عدالتی که نه برای انتقام، بلکه برای حقیقت، پاسداری، پاسخ‌گویی و جلوگیری از تکرار جنایت شکل می‌گیرد.
این عدالت‌خواهی تنها ضمانت اجرایی یک آیندهٔ امن و باثبات برای تحقق تمامی وعده‌ها، تلاش‌ها و همکاری‌های آینده‌اند.
چرا که بدون پذیرش مسئولیت، آینده‌ای امن ساخته نمی‌شود؛
بدون حقیقت، صلح به توهم بدل می‌شود؛
و بدون عدالت، دوستی پایدار شکل نمی‌گیرد.

همچنین انکار آگاهانه یا از سر غفلت و نفهمی، درباره نسل‌کشی هزاره‌ها، و تمامی آن جنایاتی که در جای جای این سرزمین بر ما تحمیل شده‌اند. همدستی با تداوم جنایت است.
و وای بر مکذبین که هم مردم و هم تاریخ بی‌رحمانه برای آن‌هاتصمیم گرفته و قضاوت خواهد کرد.

در ادامه لازم می‌دانم تا سه محور اساسی میراث بابه شهید را برای امروز و شرایط فعلی باز‌خوانی کنم.
محور نخست: عدالت اجتماعی است؛ که رهبر شهید همواره معتقد بود، جامعه‌ای که در آن گروهی همیشه حاکم و گروهی همیشه محکوم باشند، نه انسانی است، و نه پایدار.
محور دوم: حقوق زنان که معیار صداقت هر گفتمان عدالت‌خواهانه است. بابه معتقد بود و ایمان داشت که جامعه‌ای که زنانش محروم‌اند، آزاد نخواهد بود.
ما نیز سخت باورمندیم، که محروم‌سازی دختران از آموزش، نه فقط ظلم به زنان، بلکه نابودی آیندهٔ جامعه است.
محور سوم: مشارکت سیاسی و انتخابات است که او همواره می‌گفت مشروعیت قدرت فقط از مردم می‌آید.
قدرتی که از رأی مردم نگذرد، ناگزیر از زور می‌گذرد؛ و ناپایدار است.
ما امروز در خلأ تاریخی سخن نمی‌گوییم.
جهان پیرامون ما، و به‌ویژه جغرافیای رنج‌دیدهٔ ما، بار دیگر در معرض چرخهٔ خطرناک خشونت، مداخله و بی‌ثباتی قرار گرفته است.
ما با صدای بلند و مسئولانه اعلام می‌کنیم:
ما در کنار مردم افغانستان، مردم منطقه و جهان ایستاده‌ایم؛
در کنار انسان‌هایی که هزینهٔ تصمیم‌های سیاسی، پروپاگندها، بازی‌های قدرت‌های بزرگ، بحران‌های انباشته، و منازعات حل‌نشده را نه با رأی و رضایت، بلکه به قیمت جان، امنیت و آیندهٔ خود می‌پردازند.
ملت ها برای ما صرفاً نام دولت ها نیستند؛
خانهٔ انسان‌هایی‌اند که سزاوار زندگی امن، شرافتمندانه و آزادند.
ما باور داریم و صریح می‌گوییم:
جنگ راه‌حل نبوده، نیست و نخواهد بود.
هیچ حکومت باثباتی با تجاوز قدرت‌ها شکل نگرفته، و هیچ ملتی با آتش‌افروزی نجات نیافته است؛ و هیچ قدرتی با قربانی‌کردن خود و دیگران، کشتن و تجاوز، به ثبات و مشروعیت نرسیده است.

ما نه طرفدار خشونت‌ایم، نه مبلغ جنگ، و نه توجیه‌گر سیاست‌هایی که زندگی انسان‌ها را ابزار می‌سازند.
ما در کنار مردم ایستاده‌ایم؛ در هر کجا که باشند، و به هر زبانی که سخن بگویند.
معتقدیم راه انسانی آینده، نه از لولهٔ تفنگ، بلکه از مسیر عدالت، مشارکت، عقلانیت، گفت‌وگو و ارادهٔ آزاد مردم می‌گذرد.

اما!
واقعیت این است که مردم ما در افغانستان و در طول تاریخ این سرزمین، همواره در برابر تجاوز بیگانگان که نتیجه سو مدیریت ساختاری و بلاهت حاکمان افغانستان بوده، ایستادند و جان‌هایشان را سپر کردند. لیک در فردای پیروزی نه‌تنها به حاشیه برده شدند بلکه تحقیر و حتی محروم‌تر شدند.
امروز نیز، این پرسش بنیادین پیش روی ما و مردم ما در افغانستان قرار دارد.
پرسشی که نه از سر دشمنی، بلکه از موضع عقلانیت، مسئولیت تاریخی و دغدغهٔ انسانی مطرح می‌شود:
که کدام منطق،
کدام عقلانیت سیاسی،
کدام معیار اخلاقی و انسانی،
و کدام مشروعیت مردمی
می‌تواند به حاکمیتی اجازه دهد
که هر بار پس از به‌دست‌گرفتن قدرت؛ آن هم با هزینه‌های سنگین انسانی، با کشتار، انفجار، انتحار، خشونت و تحجر؛ بار دیگر زمینه و بهانهٔ مداخلهٔ بیرونی را فراهم کند.
و مردم خود را در معرض خطر، ناامنی و خون‌ریزی قرار دهد؟
کدام حکومتِ برخاسته از ارادهٔ مردم است که مردم خود را به قربانگاه می‌برد، و تمامیت افغانستان، سرزمینی را که با جان‌فشانی‌ها حفظ شده با خطر مواجه می‌سازد.
و سرنوشت وطن را به بازی‌های خطرناک قدرت گره می‌زند؟
تجربهٔ تلخ تاریخ معاصر ما در افغانستان نشان داده است:
هرگاه حاکمیتی از پشتوانهٔ واقعی مردم تهی باشد، نه‌تنها مشروعیت آن محل پرسش قرار می‌گیرد، بلکه استقلال و تصمیم‌گیری ملی آن نیز آسیب‌پذیر می‌شود.
چنین ساختارهایی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بارها کشور را به میدان رقابت و مداخلهٔ بیگانگان بدل کرده‌اند.
و هزینهٔ این بازی‌ها همواره از جان و امنیت مردم پرداخت شده است، نه از جایگاه قدرت.
ما این چرخه را نه تقدیر، بلکه هشدار تاریخی می‌دانیم؛ هشداری که اگر شنیده نشود، بار دیگر تکرار خواهد شد.
که این موضع‌گیری، ادامهٔ مستقیم اندیشهٔ رهبر شهید است؛
رهبر‌ی که باور داشت استقلال بدون مردم، توهم است، قدرت بدون مشروعیت، ناپایدار است و امنیتی که بر ترس بنا شود، دیر یا زود فرو می‌ریزد.
از این رو بود که رهبر شهید، هیچ‌گاه جنگ را هدف ندانست؛
او مقاومت را ابزار دفاع از کرامت می‌دانست، و نه مجوز ویرانی جامعه.
لذا امروز، وفاداری به رهبر شهید، یعنی عبور از مرثیه و ورود به کنش تاریخی با الهام از آموزش‌های رهایی‌بخش و با درک قوانین عینی تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و مناسبات قدرت در افغانستان،
ما بر این باوریم که:
رهایی، بدون آگاهی انتقادی ممکن نیست؛ و آگاهی، بدون سازمان‌یابی به قدرت تبدیل نمی‌شود.
از همین رو، چشم‌انداز ما تحقق جامعه‌ای است که در آن انسان هزاره به‌مثابه سوژه‌ای آگاه و کنش‌گر، در پیوند ارگانیک با سایر ستمدیدگان، در تعیین سرنوشت خویش سهیم باشد.
و ماموریت ما در آن بر اساس آگاهی‌بخشی انتقادی، سازماندهی دیالوگ‌محور، و تولید قدرت اجتماعی خواهد بود.
لذا ما به‌روشنی اعلام می‌کنیم:
مبارزه برای عدالت بدون استقلال مادی، خیالی بیش نیست.
خودبسندگی اقتصادی؛ از طریق تعاونی‌های مدرن، انرژی‌های خرد،
اقتصاد دانش‌بنیان، و صندوق‌های همبستگی؛ نه یک پروژهٔ فنی،
بلکه یک کنش سیاسی رهایی‌بخش است.
لذا هر توربین یا بند آبی در بهسود، هر پنل خورشیدی در بامیان، هر راه و سرکی در دایکندی و یا هر حلقهٔ آموزش انتقادی در هرکجای افغانستان و حتی هر جوان محصل شما ،هر کارگر، هر زن و مرد شما در فنلاند که برای بهتر شدن زندگی خود و جامعه ما و کشور میزبان تلاش می‌کند ادامهٔ راه مزاری است.


و اما برای شما نسل جوان،
میراث بابه مزاری دو ارزش گرانبهاست.
اول در برابر وقایع، حوادث و تمامی رویدادها، پرسشگر باشید.
چرا؟ چگونه؟ به سود چه کسی؟ این‌ها را از خود بپرسید.
همانطور که او پرسید، چرا هزاره بودن جرم است؟
و دوم، مطالبه‌گر باشید.
بدانید که حق و حقوق، هدیه نیست؛ و باید گرفته شود.
و برای این مهم باید و باید بیاموزید.
بخوانید و باز هم بخوانید؛ تا هیچ دیکتاتور و سلطه‌جویی، بر شما مسلط نشود.
لذا امروز، در سی‌ویکمین سالگرد شهادت رهبر شهید، مسئولیت ما تنها یادوری نام او نیست؛ بلکه پاسداری از میراث اوست:
ایستادن در برابر تبعیض،
مقاومت در برابر حذف،
و ادامهٔ راه عدالت‌خواهی
با آگاهی، اتحاد و خرد.
که مزاری زنده است؛
در هر صدایی که عدالت را فریاد می‌زند، در هر نسلی که در برابر ستم سر خم نمی‌کند، و در هر انسانی که کرامت را معیار انسانیت می‌داند.
جا دارد تا فرا رسیدن هشتم مارچ روز جهانی همبستگی زنان را نیز تبریک گفته و به یمن همبستگی و اتحاد زنان در سرتاسرجهان، شاهد صلح پایدار در تمام نقاط جهان باشیم .
در آخر سپاس و قدردانی می‌کنم از ستاد برگزاری سی‌ویکمین سالگرد شهادت رهبر شهید و یاران باوفایش در هلسینکی فنلاند و همهٔ برگزارکنندگان این مراسم در دانشگاه هلسینکی؛ نهادی علمی که نماد دانایی و گفت‌وگوست، همان ارزش‌هایی که بابه حتی در سخت‌ترین روزها بر آن‌ها پافشاری می‌کرد.
راهش روشن، و میراثش مسئولیت همهٔ ما!

Address


Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when HKHÖ Media posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

  • Want your business to be the top-listed Advertising & Marketing Company?

Share