02/08/2026
یکی از 19 شهروند کشور که در دشتهای سوزان نیمروز در اثر تشنهگی و گرسنهگی جان باختند، در لحظات پایانی زندهگیاش پیامی ضبط کردهاست که شنیدن آن قلب هر انسان را به درد میآورد.
متن آخرین صحبت یکی از ۱۴ گمشده نیمروز که سپس پیکرهایشان پیدا شد.
> همه شما دعا کنید...
> مراقب هیبتی (نام فرزند یا یکی از اعضای خانواده) باشید...
> من امیدی ندارم که زنده بمانم.
> این پیام یادگاری من است که به دست شما میرسد.
> همه شما مرا حلال کنید (از حقتان بگذرید).
> من در نفسهای آخر هستم...
> همه شما در یادم هستید...
> (صدای شخص دیگر در پسزمینه که او را صدا میزند: حیاتالله!)
> حیات جان... یک پیغام من هم میگذارم...
> (صدای شخص دیگر: حیاتالله بیا اینجا... از من هم پیام بگیر...)
> به تمام اقوام سلام برسانید، به مادرم سلام بگویید...
> من دارم میمیرم...
> به دوستان بگویید که مرا حلال کنند.
> این دیدار آخر است...
> خدا میداند که آیا من از این تشنگی جان سالم به در میبرم یا نه...
> اما امانتهای مرا (خانواده/فرزندانم) نگه دارید...
> هر دوستی، همه، چه مرد و چه زن...
> به برادرم بگویید... اگر قرضی دارم اول آن را ادا کند و اگر نتوانست، از آنها بخواهد مرا ببخشند...
> میمیرم، این آخرین یادگار من است.
> سلام علیکم... به مادر و هیبتی سلام من را برسانید...
> مراقب هر دوی آنها باشید...»