19/05/2026
ترامپ در آستانۀ آغاز دوبارۀ جنگ با ایران؛ تهران از حملات تازه در ۴۸ ساعت آینده هشدار میدهد
تحلیل: تریتا پارسی (Trita Parsi)
منبع: Responsible Statecraft
سه شنبه ۱۹ می ۲۰۲۶ مطابق ۲۹ ثور ۱۴۰۶
لینک مطلب:
https://responsiblestatecraft.org/iran-trump-restart-war/
——————————
منطقهٔ خاورمیانه بار دیگر در آستانۀ بحرانی جدی قرار گرفته است؛ زیرا به نظر میرسد رئیسجمهور امریکا، دونالد ترامپ، آماده است جنگ با ایران را دوباره آغاز کند. گزارشهای رسانهای نشان میدهند که او قرار است روز سهشنبه با مشاوران نظامی خود دیدار کند، هرچند به باور نویسنده، این نشست و حتی تصمیم نهایی ممکن است زودتر از آن برگزار شود.
در ساعات اخیر، ترمپ در شبکۀ اجتماعی «Truth Social» پیامهای تند و تهدیدآمیز منتشر کرده است. هرچند بخشی از این اظهارات ممکن است نوعی نمایش فشار سیاسی برای وادار کردن تهران به عقبنشینی باشد، اما منابع در تهران میگویند که انتظار دارند ایالات متحده ظرف ۴۸ ساعت آینده عملیات نظامی را از سر بگیرد.
-بنبست سیاست فشار و چرخهٔ تشدید تنش
نخست باید توجه داشت که آغاز دوبارۀ جنگ در واقع به معنای اعتراف به شکست سیاستهای قبلی است. سیاست «محاصرۀ محاصره» یا تشدید فشار که ترمپ پیشتر دنبال کرده بود، خود نشانهای از ناکامی جنگ اولیه تلقی میشود. پیش از آن نیز تهدیدهای ماه جنوری نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند.
این چرخهٔ پیوستهٔ جستوجوی یک «راهحل قاطع نظامی» برای وادار ساختن ایران به عقبنشینی، پدیدهای محدود به ترمپ نیست؛ بلکه به باور نویسنده، یکی از مشکلات ساختاری سیاست امریکا در قبال ایران طی دهههای گذشته بوده است.
-اختلافات هستهای و شکست مذاکرات
با وجود پیشرفتهایی در برخی بخشهای مذاکرات، گفتوگوها هنوز به توافق نهایی نرسیده است. مهمترین مانع، اختلاف عمیق بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالا در ایران است.
در همین حال، واشنگتن به این نتیجه رسیده است که سیاست محاصره ممکن است نتیجه معکوس داده باشد. در مقابل، یک پویایی خطرناک شکل گرفته است: هر دو طرف اکنون باور دارند که دور جدید جنگ میتواند موقعیت آنان را در مذاکرات آینده تقویت کند.
-نگاه تهران: جنگ بهعنوان فرصت استراتژیک
بر اساس تحلیل نویسنده، مقامهای ایرانی—از جمله حلقههای نزدیک به رهبری جدید—باوری رو به افزایش دارند که جنگ قبلی ضعف ایران را آشکار نکرد، بلکه برعکس، نشان داد که تهران از توان بازدارندگی برخوردار است. به همین دلیل، آنان اکنون نسبت به دور دوم جنگ با اعتماد به نفس بیشتری نگاه میکنند.
تهران همچنین انتظار دارد که در جنگ بعدی، امریکا تهاجمیتر عمل کند و در نتیجه، پاسخ ایران نیز گستردهتر و هدفمندتر خواهد بود.
-گسترش اهداف احتمالی ایران در جنگ آینده
مقامهای ایرانی اکنون از «جنگ دوم» بهعنوان فرصتی برای وارد کردن ضربۀ استراتژیک عمیقتر یاد میکنند. در این چارچوب، چند محور اصلی مطرح شده است:
۱. هدف قرار دادن امارات متحده عربی
تهران معتقد است که امارات متحده عربی
در جنگ گذشته نقش فعالی داشته، همکاری نزدیکتری با اسرائیل برقرار کرده و از امریکا خواسته است جنگ را از سر بگیرد. از این رو، امارات ممکن است یکی از اهداف اصلی درگیری بعدی باشد.
در این سناریو، ایران ممکن است مراکز داده امریکایی در امارات را هدف قرار دهد. از دید تهران، این شرکتهای تکنولوژیک عملاً بخشی از ساختار نظامی امریکا محسوب میشوند، زیرا از عملیات پنتاگون پشتیبانی میکنند. همچنین، تهران معتقد است که ضربه زدن به زیرساختهای هوش مصنوعی امارات میتواند جاهطلبی این کشور برای تبدیل شدن به یک مرکز جهانی فناوری را مختل کند.
۲. فشار بر منافع شخصی و اقتصادی ترامپ
در این تحلیل ادعا میشود که ایران ممکن است برای نخستین بار بهطور مستقیم منافع تجاری و اقتصادی شخصی ترامپ را هدف قرار دهد؛ امری که در جنگ اول از آن اجتناب شده بود.
منطق این رویکرد آن است که ترامپ ممکن است خسارات به منافع راهبردی امریکا را تحمل کند، اما نسبت به داراییها و شبکه اقتصادی شخصی خود حساسیت بیشتری دارد. در نتیجه، افزایش هزینههای شخصی ممکن است بر تصمیمگیری سیاسی او تأثیر بگذارد.
۳. تشدید درگیری در سطح کشورهای خلیج فارس
در صورت استفاده کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از خاک یا فضای هوایی خود برای حمایت از امریکا یا اسرائیل، ایران احتمالاً واکنش گستردهتری نشان خواهد داد. این وضعیت میتواند باعث تشدید افقی جنگ و گسترش آن در سراسر منطقه شود و پیامدهای شدید اقتصادی برای بازار جهانی انرژی داشته باشد.
۴. گسترش جنگ به دریای سرخ
در این سناریو، دریای سرخ به یکی از جبهههای اصلی جنگ تبدیل میشود. این امر میتواند مسیرهای حیاتی تجارت جهانی نفت را تحت فشار قرار دهد و قیمت انرژی را به شدت افزایش دهد.
۵. تهدید زیرساختهای ارتباطی در خلیج فارس
یکی از سناریوهای نگرانکننده، هدف قرار دادن کابلهای زیردریایی اینترنتی در خلیج فارس است. این کابلها ستون فقرات ارتباطات دیجیتال کشورهای عضو خلیج فارس هستند و میلیاردها دالر تراکنش مالی از طریق آنها انجام میشود.
از دید تهران، این اقدام میتواند بهعنوان «تنگۀ هرمز دیجیتال» عمل کند؛ ابزاری برای فشار اقتصادی در مقیاس جهانی.
-خطر گسترش غیرقابلکنترول جنگ
در پایان این تحلیل تأکید میشود که آغاز دوبارۀ جنگ اجتنابناپذیر نیست. اما زمانی که هر دو طرف به این باور برسند که دور جدید درگیری میتواند موقعیت مذاکرهای آنان را تقویت کند، احتمال سقوط به سوی جنگ بهشدت افزایش مییابد—حتی اگر این منطق در نهایت غیرعقلانی و پرهزینه باشد.