20/01/2022
1-مثل سنوات قبل که در حمام تصمیمی می گرفتم البته بعد از خوردن بستنی و لواشک این بود که داستانی بنویسم همانند قبل با این تفاوت که قبلا در ذهنم و یا روی کاغذ بود اما الان در فضای مجازی🚿
2-اسم داستان چهل پاره من "دارالعدل ذهن من" است
اینجا محلی است برای راحت حرف زدن افرادی که از کودکی در ذهنم پرورش داده ام👶
3-دارالعدل، میانه ی دنیای واقعی و دنیای درونی است🌐
4-داستان از جای شروع می شود که تمامی افراد از دنیای کنونی رفته اند و به قولی جایی میان دوزخ و "................" بهشت مانده اند💒🌋
5-از چند روز قبل برای این روزِ با شکوه مشغول تدارکاتیم و مهمترین وظیفه ی من تنظیم سوالات بود تا پایان این مرحله هر کسی به دید خودش به یک طرفی برود ...✏️📜
6-بخشی از سوالات این بود:
+کجا متولد شدی؟🌏
+چند روز از دنیا را دیدی؟🕰️
+کجاهای دنیا را دیدی؟🗺️
+آیا تهران و کافه هایش، عاشقانه های خیابان قیوُلی پاریس، ساحل آمالفی ایتالیا، پارک تورس دل پین شیلی، دریاچه بلد اسلوونی و... را دیده ای؟🏜️
+چند موسیقی خوب گوش داده ای؟🎻🎺🎸🎷
+چند کتاب عاشقانه خوانده ای؟📚
+کدام آهنگ تتلو را بیشتر دوست داری؟👨🎤
+ادیت پیاف را میشناسی؟👸
+و...
+یا بهتر است هیچ سوالی نپرسم به جز اینکه "پدر و مادرت" کیست؟👨👩👦
7-ای دانته ی شیطون که سه گانه هایت را از روی ذهن من نوشتی👨🏫
شاید این داستان ادامه داشته باشد...